
یادمان شهیاد یا همان چیزی که با نام برج آزادی ملکهی ذهنمان گردیده است، بنایی است که به جرات میتوان گفت غنیترین بنای معمارانهی مدرن ایرانی به شمار می آید و در تار و پود وجود هر ایرانی ریشه دوانده است؛ نا ممکن است که از شخصی در مورد بنای آزادی بپرسی و او اطلاعات هر چند ناقصی از آن نداشته باشد؛ برج آزادی نشان شهری کشور ماست، نماد هویت ما. مدتها تصمیم داشتم تا یادداشتی بر این شاهکار معماری مدرن کشورمان بنویسم که مشکلات مختلف جلودار آن گردید تا اینکه یکی از دانشجویان خوش فکر، خوش سلیقه و پر تلاش، پژوهش جامعی را بر آن ارایه داد که دوباره این آتش را در وجودم انداخت تا مرثیهای بر این نماد ایران معاصر بنویسم. در سال 1345 خورشیدی به مناسبت جشن های 2500 ساله، مسابقهای برای طراحی بنایی به عنوان نماد ملی ایران برگزار گردید که از میان طرحهای فراوانی که فرستاده شد، طرح بیهمتایی از یک جوان 24 ساله که به تازگی از دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده بود برگزیده شد. حسین امانت زادهی 1326 خورشیدی در تهران است. وی تحصیلات معماری خود را در پردیس هنر دانشگاه تهران آغاز نمود، دانشگاهی که در آن روزگاران جزو برترین دانشگاههای جهان به شمار میآمد. 24 سال سن داشت که درسش را به پایان رسانید و به عنوان نخستین فعالیت حرفهای معماریش در مسابقهی معماری که برای طرح نماد ملی ایران در سال 1345 برگزار گردید، شرکت نمود. طرح وی آنچنان قوی و غنی بود که گوی سبقت را از دیگر شرکت کنندگان ربود و به عنوان بهترین طرح برگزیده شد و وی یک شبه ره صد ساله را پیمود. ساختمان برج شهیاد در اوایل سال 1345 آغاز گردید و بعد از 30 ماه تلاش در مهر سال 1350 به پایان رسید و در دی ماه همان سال به وزارت فرهنگ و هنر وقت تحویل گردید. برج آزادی نماد معماری مدرن ایران است. بنای برج آزادی با به عاریت گرفتن مجموعهای از بهترین عناصر معماری سنتی ایران در فرمی که آن هم نشانههایی از معماری ایران گذشته دارد، طراحی شده است. فرم اصلی بنا با الهام از چهارتاقیهای ایران باستان طراحی شده که به فرمی انتزاعیتر و امروزی تر درآمده است.
پلان بنا هشت ضلعی است که از شکلهای مهم در طرح ریزی پلانهای سنتی میباشد. در واقع فرم کلی بنا ترکیبی از یک چهارتاقی است که در پلانی هشت ضلعی حل گردیده. دهانههای چهارتاقی یکسان نبوده و در جهت محور اصلی بزرگتر میباشند و یادآور قوس بزرگ تاق کسرا است که ایرانیان نبوغ خود را در آفرینش قوسهای بزرگ به نمایش گزارده بودند. تاق کسرا بنایی است که امروزه آن را به عنوان سرآغاز معماری بعد از اسلام ایران، موسوم به معماری اسلامی، میشناسیم. قوس بزرگ برج با خطوطی هندسی و منظم که نمادی از رسمی بندیهای معماری دورهی صفویه است، تزیین یافته که علاوه بر سبکتر نمودن آن زیباییای خیره کنندهای را به آن افزوده است. رسمیبندی یکی از نبوغآمیزترین شیوههای هدایت بارهای قوسها و گنبدها به پایهها و پیهای بناهاست که در معماری صفویه پدید آمد. امانت با این ترکیب اوج شکوفایی معماری ایران را به رخ همگان کشیده است. قوس ترکیبی از قوس گهوارهای تاق کسرا در زیر و قوس جناغی در سطح بیرونی است که با این عمل علاوه بر نشان دادن سیر تکاملی قوس در معماری ایران، با پایههای گشوده برج و با رسمی بندی زیر قوس هارمونیای را پدید آورده است. تاج بنا حالتی بادگیر گون به خود گرفته که پنجرهها و فرو رفتگیهای بزرگ آن تاکیدی بر این مفهوم است. جالب اینجاست که فرم این فرو رفتگیها نیز بر اساس تصویری انتزاعی از مقرنسهای شاهکارهای دوران صفویه شکل یافته و با کاشیکاری فیروزهای تزیین شدهاند. در بالای بنا گنبدی رک مشابه گنبد قابوس قرار گرفته که تا طبقهی سوم بنا نفوذ یافته است. داخل این گنبد با رسمیبندی تزیین شده که در مرکز آن نورگیری به فرم شمسه قرار یافته است و نور طبیعی طبقات دوم و سوم را تامین مینماید. تمامی این اندیشه در حالی در فرم بنا شرکت داشته است که همواره شفافیت، که یکی از اصول مهم معماری مدرن به شمار میآید، در آن رعایت شده است؛ در تمامی فضاها ارتباط دیداری آنها با فضاهای مجاور و حتا بیرون حفظ گردیده و علاوه بر تامین نور طبیعی تداوم دیداری در فضاها پدید آمده و بنا را با محیط پیرامونیش پیوند میدهد. پرداخت نمای برج آزادی نیز خود حکایتی از شکوه معماری ایران زمین است. رنگ نما به رنگ سفید که به معنای روشنایی و پاکی است و ریشه در فرهنگ باستانی ایران دارد برگزیده شده که با رگههایی از رنگ آبی فیروزهای که آن نیز نماد مهر و آب و از اسطورههای ایرانی است، ترکیب شده است. جنس سنگ نما از نوع سفید مرمریت است که معادن نزدیک اصفهان آورده شده و در قطعاتی با شکلی پیچیده بریده شده و بر روی نما قرار گرفتهاند. سنگها به شکل شش ضلعی بریده شدهاند که ایدهی آن بر اساس شکلهای دم طاووسی گنبد مسجد شیخ لطف الله میباشد. این شکل پیچیدهی شش ضلعی در واقع عامل وحدت دهنده بنا و عنصری است برای پیوند بنا به بافت شهر تهران. شش ضلعیها بر روی بافت باغ اطراف برج گسترش یافته و حتا به آن سوی خیابان و تا بناهای اطراف میدان ادامه مییابند. باغ اطراف میدان به سبک باغ ایرانی طراحی گردیده و فضاهای سبز آن به همان فرم آشنای شش ظلعی در کنار هم قرار یافتهاند.

همین روند طراحی نیز در داخل بنا به کار رفته است و بهره گیری از عناصر معماری سنتی در قالب معماری مدرن را میتوان در طراحی داخلی مشاهده نمود. سقفهای فضاهای داخلی نیز به شیوهی رسمیبندی طراحی با بتن درجا شکل یافتهاند. فضاهای داخلی مجموعه شامل فضاهای زیر میباشد: – سالن تشریفات: به منظور اجرای تشریفات و کارگاههای آموزشی مورد استفاده قرار میگیرد – سالن ایران شناسی: به صورت ماکتی از ایران پهناور ساخته شده که بازدید کننده با ریلهای متحرک در طول آن جابجا شده و طرحها و حجمهایی از ایران را میبیند. آکواریومی بزرگ در شمال نقشه نمایشی از ماهیهای رنگانگ ایران را به نمایش میگزارد. – گذرگاه پیشینیان: این بخش که راهروی ورودی مجموعه را شکل میدهد وبا فضای رمزآلود خود حالتی دعوت کننده به مجموعه را دارد. – تالار کهن: سالنی بزرگ در زیر برج است که با ویترینهای شیشهای داخل آن به نمایش آثار باستانی ایران میپردازد. – دیوراما: یا تالار آینه دارای 12 غرفه بوده و برای نمایش موضوعات و فعالیتهای شده در ایران میپردازد. – سالن دانستنیها: این سالن با داشتن یک شبکهی رایانهای بانک اطلاعاتی ویژه مجموعه را در اختیار بازدید کننده میگزارد. – رهروی اقوام: راهرویی نیمدایرهای است که برای مردم شناسی و قوم ایران زمین در نظر گرفته شده است. – نگارخانه: – راهروی تکنولوژی: – سالن آمفی تئاتر: – کتابخانه: سنگ نمای به کار رفته در بدنهی خارجی برج آزدی از سنگ سفیدی است که از معدن جوشقان اصفهان تهیه گردیده و در قطعاتی که طول برخی از آنها به 6 متر هم میرسد و بر اساس الگوهایی که با کامپیوتر رسم شده بریده شده و در جای خود قرار یافتهاند. سازهی بنای برج از بتن است که در زمان خود بزرگترین سازهی بتنی منطقه به شماره میآمده.

سنگهای نما در واقع قالب بیرونی بتن را شکل میدهند که علاوه بر تامین جلوهی زیبای بیرونی نما شکل بتنی سازه را حفظ مینمایند. تناسبات هندسی طراحی بنا بر اساس چهار چهارگوش 21×21 متر است که یکی بر روی سه چهارگوش دیگر قرار گرفته که شکل بیرونی و قوس بزرگ بنا در این چهار چهارگوش طرح شدهاند.
در مورد شیوهی طراحی برج آزادی میتوان کتابی نگاشت. شناخت این بنا چراغ راهنمایی خواهد بود برای دانشجویان معماری امروزی ایران؛ گفتگو دربارهی این شاهکار معماری مدرن ایرانی بسیار است و از حوصلهی این نوشته خارج. برج آزادی ایران یادمانی از بهترین و بدترین روزهای تاریخ ایران است و بنایی است که با مردمش زیسته، خندیده و گریسته. هیچ ایرانیای نمیتواند دشمنیای با این بنا داشته باشد مگر آنکه ایرانی نباشد. متاسفانه چندیست که عدهای از روی ناآگاهی و تعصب مطالبی را در دیگرگون کردن چهرهی زیبای این بنا متشر ساختهاند تا شاید عنوان نشان شهری ایران زمین را از این خاطره دزدیده و به بنای بیهویت و با نام بیهویتتر برج میلاد تقدیم نمایند؛ خود دانستهند که این خیالی است بس باطل. مطالبی چون طراحی صلیبی شکل بنا برای هجمهی فرهنگ مسیحیت به ایران اسلامی و یا اینکه پلان بنا نه هشت ظلعی که به شکل ستارهی داوود و به دستور یهود ساخته شده است و حتا نسبت دادن بهاییت به طراح بنا آخرین حربه ی آنان بود، ولی همچنان در ناامیدی بسیار به سر میبرند. پلان صلیبی شکل میدان بر اساس تناسبات هندسی و خیابانهای وارد بر برج شکل یافته نه برای ایجاد توهم مسیحیت و پلان بنا همانطور که گفته شد هشت ظلعی انتزاعی است نه توهم ستارهی داوود و امانت چه بهایی باشد، چه کافر و چه پیرو هر مسلک دیگر، یک ایرانی دلسوخته است نه یک چینی یا ژاپنی و بنای آن به دست متخصصان و هنرمندان ایران زمین استوار گردیده نه پیمانکاران خارجی. برج میلاد کپی ناشیانهای است از نمونههای مشهوری که در سرتاسر جهان در شهرهای بزرگ قرار گرفتهاند و به جز تورنتو هیچکدامشان نشان شهری نیستند؛ شاید در طراحی برج میلاد عناصر ضعیفی از معماری اصیل ایران زمین پیدا شود ولی این برج نیز همچون دها برج مخابراتی دیگر دنیا تنها برای هدف سود دهی ساخته شدهاست نه برای نمایش نیرومندی، آفرینشگری و اندیشهی یک تمدن چند هزار ساله. برج آزادی هویت ایران است همانگونه که میدان نقش جهان و تخت جمشید و هزاران بنای معمارانهی ایرانی؛ همانسان که دل هر ایرانی برای آنها میتپد برای برج آزادی هم. نگهداری از این بنا و انتقال اندیشهی آن وظیفهی هر ایرانی است، هر ایرانیای که در شور بزرگداشت و پاسداشت این مرز و بوم در دنیای نگران امروز است.
__________________
پ ن: با سپاس از سرکار خانم نصر به خاطر پژوهش جامعی که در این زمینه انجام داده اند.